ایران، میراث مشترک فرزندان ما
- شناسه خبر: 88260
- تاریخ و زمان ارسال: 17 اسفند 1404 ساعت 04:41
- نویسنده: علی رئیسی

به گزارش پایگاه خبری رساکیش، متن این یادداشت به قلم سعید یحیایی، فعال مدنی بدینشرح است:
ایران در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ روزهایی که در آن، هم زخمِ تجاوز خارجی بر پیکر کشور نشسته و هم داغ از دست دادن فرزندانمان و چهرههای بزرگ و فرماندهان مؤثر بر دل مردم سنگینی میکند. در چنین شرایطی، نخستین وظیفهی هر صدای دلسوز و هر قلم مسئول آن است که بهجای افزودن بر التهاب، راهی برای عبور از بحران پیشِ رو بگشاید. امروز بیش از هر زمان دیگری، عقلانیت، خویشتنداری و نگاه ملی به آیندهی ایران ضرورت دارد.
آنچه اکنون پیش روی ملت ایران قرار گرفته، صرفاً یک درگیری نظامی یا یک اختلاف سیاسی معمول نیست؛ بلکه آزمونی بزرگ برای بلوغ ملی و ظرفیت تاریخی ما در حفظ کشور، امنیت و آیندهی نسلهای بعدی است. در چنین بزنگاهی، نخستین اصل راهبردی آن است که ایران باید بر ایران مقدم باشد؛ یعنی منافع ملی و آیندهی این سرزمین بر هر اختلاف سیاسی، جناحی و ایدئولوژیک ترجیح داده شود.
ملت ایران متکثر است؛ در میان ما اصلاحطلب هست، اصولگرا هست، منتقد هست، وفادار به ساختار هست، سلطنتطلب هست، برانداز هست، بسیجی هست و فعال مدنی. اما یک حقیقت مشترک میان همه وجود دارد: همهی ما فرزندان همین سرزمینیم و آیندهی فرزندانمان در همین خاک رقم خواهد خورد. امروز سخن گفتن از حذف یکدیگر یا تشدید شکافهای داخلی، خواستهی دشمنانی است که همواره تلاش کردهاند ایران را از درون فرسوده کنند.
از همین رو، نخستین گام برای عبور از این مرحله، تعلیق اختلافات داخلی و تبدیل رقابتهای سیاسی به گفتوگوی ملی است. در روزهایی که کشور زیر فشار خارجی قرار دارد، باز کردن جبهههای داخلی، خواستهی مستقیم همان نیروهایی است که ثبات ایران را هدف گرفتهاند. اختلافنظر طبیعی است، نقد لازم است و حتی اعتراض حق مردم است؛ اما اکنون زمان آن است که این اختلافها به جای میدان تقابل، در مسیر تعامل و اصلاح قرار گیرد.
در همین چارچوب باید یادآور شد که اگر مدعیان قدرت در خارج از مرزهای ایران واقعاً دغدغهی مردم ایران را داشتند، نخستین اصل رفتارشان احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها بود. هیچکس نمیتواند همزمان از دلسوزی برای یک ملت سخن بگوید و در عین حال با اقدامات نظامی و فشارهای بیرونی، امنیت، آرامش و زندگی روزمرهی همان مردم را هدف قرار دهد و به آنها آسیب برساند.
در این میان، مسئولیت بزرگی نیز بر دوش ساختار حاکمیتی و رهبری آینده کشور قرار دارد. انتخاب و معرفی رهبر جدید، یکی از مهمترین تصمیمهای تاریخی جمهوری اسلامی خواهد بود؛ تصمیمی که باید با حکمت، تدبیر و نگاه ملی همراه باشد. رهبری آینده، برای عبور دادن کشور از این مرحله دشوار، ناگزیر است زبان گفتوگو با همهی بخشهای جامعه را بگشاید و سرمایهی اجتماعی کشور را بازسازی کند.
انتظار طبیعی مردم این است که رهبری آینده، افزون بر حفظ استقلال و امنیت ملی، افق تازهای از همگرایی داخلی را نیز بگشاید؛ افقی که در آن، همهی نیروهای دلسوز ایران ــ با هر گرایش سیاسی ــ بتوانند در ساختن آینده کشور سهم داشته باشند. قدرت واقعی هر نظام سیاسی، نه صرفاً در ابزارهای امنیتی و نظامی، بلکه در میزان اعتماد مردم به آن نظام نهفته است.
در مقابل، مردم نیز مسئولیتی تاریخی بر عهده دارند. جامعهی ایران اگر میخواهد از این مرحله عبور کند، باید بپذیرد که ثبات سیاسی و تداوم ساختار حکمرانی شرط لازم برای هرگونه اصلاح و تحول است. پذیرش رهبر جدید، به معنای تعطیل شدن نقد یا پایان یافتن مطالبات مردم نیست؛ بلکه به معنای ایجاد چارچوبی پایدار برای گفتوگو و اصلاحات تدریجی است.
هیچ جامعهای در میانهی بحرانهای امنیتی و جنگ، نمیتواند همزمان همهی اختلافات تاریخی خود را حل کند. آنچه در این مرحله ضروری است، مدیریت اختلافات است، نه تشدید آنها. بسیاری از خطاهای گذشته را میتوان در آینده جبران کرد، بسیاری از تصمیمها را میتوان اصلاح کرد، و بسیاری از مسیرها را میتوان بازنگری نمود؛ اما اگر کشور در گرداب بیثباتی فرو رود، فرصت اصلاح نیز از دست خواهد رفت.
از همین رو، یک راهبرد ملی برای عبور از این روزها میتواند بر چند اصل استوار باشد:
نخست، حفظ وحدت ملی در برابر فشارهای خارجی و پرهیز از هر اقدامی که به تضعیف انسجام داخلی بینجامد.
دوم، گشودن باب گفتوگوی ملی میان حاکمیت و همهی جریانهای اجتماعی و سیاسی.
سوم، پذیرش رهبری جدید در چارچوب قانون بهعنوان گامی ضروری برای ثبات کشور.
چهارم، تمرکز بر آینده و اصلاحات ممکن بهجای درگیر شدن در تسویهحسابهای گذشته.
پنجم، حفظ منافع نسلهای آینده بهعنوان مهمترین معیار تصمیمگیری.
ششم، بازنگری در ایدئولوژی و دکترین سیاسی، ترمیم روابط بینالملل و دیپلماسی سیاسی-اقتصادی؛ برای بازسازی جایگاه ایران در جهان.
نسل امروز ایران، مسئول سرنوشت نسلی است که هنوز به دنیا نیامده است. فرزندان ما ــ چه فرزند یک خانوادهی مذهبی باشند، چه فرزند یک خانوادهی منتقد، چه در میان حامیان حکومت بزرگ شوند و چه در میان مخالفان آن ــ همگی در نهایت وارث همین سرزمین خواهند بود. اگر امروز عقلانیت بر احساسات غلبه نکند، آنچه از ایران باقی میماند، ممکن است دیگر قابل بازسازی نباشد.
از همین رو، زمان آن رسیده است که همهی ما ــ از مسئولان تا فعالان سیاسی، از رسانهها تا شهروندان عادی ــ یک پرسش ساده از خود بپرسیم: آیا آنچه میگوییم و میکنیم، به حفظ ایران کمک میکند یا به تضعیف آن؟
اگر پاسخ این پرسش، راهنمای عمل ما شود، شاید بتوانیم از دل این بحران، نهتنها عبور کنیم، بلکه با تجربهای تازه و با نگاهی پختهتر، آیندهای باثباتتر برای کشور بسازیم.
ایران بارها از بحرانهای بزرگ عبور کرده است. اینبار نیز میتواند عبور کند؛ به شرط آنکه همهی ما، برای مدتی کوتاه، ایران را بر خودمان مقدم بدانیم.
سعید یحیایی
فعال مدنی









